داریم به روز تولد ستاره خاموش نشدنی موسیقی راک سبک گرانچ کرت دونالد کوبین نزدیک میشیم(گروه نیروانا).موسیقی دانی که در اوج شهرت و محبوبیت به زندگیش خاتمه داد و خودش رو از این زجر روز افزون راحت کرد،نمیخوام از خودکشی کرت دفاع کنم یا نظری یه طرفه راجعه به مرگش بدم اما میدونم که کرت دیدش به دنیا یه دید خاص بود و این دید نشات گرفته از شرایط سخت بچگی و جدا شدن پدر و مادرش از هم دیگه در سن ۷ سالگی اون و زندگی سراسر نا آرام نوجوانی بود.
کرت زندگی سراسر آشوب و همراه با مشکلات فراوان داشت که هیچ موقع این نوع زندگی و تفکرات مالیخولیایی کرت نگذاشت که آرام باشه و حتی علاقه شدیدش به زن و بچش مانع خودکشیش نشد.کرت استاد بلامنازع سبک گرانچه و من مطمئنم دیگه رو دستش نمیاد و گرانچ همیشه با کرت معنا خواهد شد کما اینکه نزدیک ۱۳ سال از مرگش میگذره و همینطوره تازه من میبینم کسانی که اسم کرت و نیروانا رو بلغور میکنن روز به روز در حال زیاد شدنن و کم که نمیشن هیچ بیشتر هم میشن.کرت پس از پایه گذاشتن گروه نیروانا ۴ آلبوم به یاد موندنی رو کار کرد که هیچ موقع فراموش نمیشه.
کرت همیشه به این معتقد بود که بهتره به یکباره محو شد تا اینکه ذره ذره،صحبتش واقعا جالبه البته گفتم من نمیخوام در موردش جبهه بگیرم چون ما دین و آیینمون خودکشی و امثال اون رو کاملا رد میکنه و به نظر خودمم یه نوع کم آوردن و شکستن روبروی مشکلات و از بین رفتن هدف و معنی زندگیه ولی نبض حرف کرت جالبه اون تو یه جمله به خیلی چیزا نگاه کرده و اونا رو معنی کرده.البته مصرف فوق العاده زیاد مواد مخدر توسط کرت در اواخر عمرش و نارضایتی خودش هم از این قضیه کاتالیزور خودکشیش بود.
سالها بعد از مرگ کرت خیلی ها خواستن بوی جنایی به خودکشی کرت بدن که دادگاه همه این مسائل رو رد کرد،هنوز هم خیلی از طرفداراش زنش رو دخیل در همه این قضایا میدونن که اینم به خاطر علاقه مفرط این دو به هم منتفیه.
جدا از تمام حاشیه ها بگم که کرت متولد ۱۹۶۷ و تاریخ مرگش۱۹۹۴هست که باعث شد که دنیا یکی از بزرگترین اساتید راک رو از دست بده.اخلاق کرت از همه مهمتر خیلی منو مجذوب خودش کرده کسی که بخاطر شهرت و تیپ فوق العاده جذاب و جالب خودش نه در دبیرستان و نه هیچ زمان دیگه ای اون انحرافات اخلاقی که تو جامعه امریکایی داره به یه ایده ال تبدیل میشه رو نداشت و همیشه از حیات خلوت مسموم جوانان امریکایی همسن و سالش که بوی تعفن میده دور بود این چیزاست که علاوه بر دیگر مزایای کرت منو مجذوب خودش کرده.
الانم عکسش به دیواره دقیقا روبروم حیف واقعا صد حیف.روحش شاد
+ نوشته شده در یکشنبه 22 بهمن1385ساعت
7 PM  توسط ariaboy
|
بحثی با یکی از دوستان به وجود اومد که ترجیح میدم اینجا کمی در موردش بنویسم.
ببینم چرا ما باید اصالت و فرهنگ تاپ و صلابتی که توی دنیا داشتیم رو فراموش کنیم و دنباله روی یک سری حرفهای ظاهرا خوب و دهان پر کن و باطنا دلیت کننده تمام چیزایی که داریم و به اونا میبالیم بریم.
ببین رفیق این که آدم به گذشته پر غرور کشورش و تاریخ پر بار و معنویت مردمش بباله ناسیونالیستی افراطیه؟چرا مایی که بیش از 7000 سال پیش تاریخ و تمدنمونو به رخ دنیا کشیدیم و در فرهنگ رو به رشد این دنیای واهی موثر بودیم اگه از گذشته مون صحبت کنیم میگن نژاد پرستین؟چرا عرب تتری که با زنده به گور کردن دختران و خیلی مسائل دیگه خودشو به دنیا معرفی کرده صحبت از تاریخ و تمدن ضایعش میکنه اما ما که صحبت کنیم ناسیونالیستیه؟چرا مایی که از همون شروع تاریخ یگانه پرست بودیم و هیچ زمانی رو به شرک نبردیم و با اومدن اسلام درخت تناور اعتقاداتمون شکوفا شد از این مسائل صحبت کنیم بده و به خیلیها بر میخوره؟
رفیق گوش به زنگ باش ,فلان شیخ نمیدونم بن کی کی آل اول یا آل ثانی که تو زندگیش جز فروختن منابع نفتی خدادادی کار دیگه ای یاد نگرفته و خیلی کارهای منفی دیگه از جمله دشمنی با ایرانی و آریایی هنرشه, اول ادعای جزایر سه گانه رو میکنه و بعد میخواد نام خلیج همیشگی پارس رو تغییر بده و خیلی غلطهای دیگه که همونطور که اجدادش به گور بردن خودشم این آرزوها رو به گور میبره.
چرا اون آمریکایی که کمتر از 500 سال از کشف قاره اش نمیگذره و با کشتار بیش از 50000000 بومی این کشور صاحب یه کشور چپاول شده,شده ادعای تمدن وتاریخ و خیلی چیزای دیگه رو میکنه,بد هم نیست اما ما تا بگیم میگن نه نه نه نگید نژاد پرستیه.دیگه راجع به انگلوساکسونها و...صحبت نمیکنم چون آشم خیلی شور میشه.
درسته میدونم از گذشته گفتن واینکه بگیم ما این بودیم و آن بودیم زیاد جالب نسیت باید ببینیم الان چی هستیم و کجاییم که زیاد وضعیت خوشایندی نیست اما چه اشکال داره که از هویت تاریخی که داریم دفاع کنیم و به همون یه مقدار هویتی هم که برامون مونده ببالیم.
یاد صدام مزدور میوفتم که یه زمانی فکر میکرد خوزستان رو میتونه به استان نمیدونم چندم عراق تبدیل کنه, احمقه تتر حتما وصد البته حتما خرابه های کاخهای ساسانی رو در عراق یا ندیده بود یا اگه هم دیده بود نمیدونست به پیشینه کدام کشور بر میگردن
+ نوشته شده در شنبه 16 دی1385ساعت
5 PM  توسط ariaboy
|
دوست عزیز تا حالا چیزی در مورد مبارزه با سد سازی و یا جنبش ضد سد سازی خوندی یا شنیدی؟
جنبش مبارزه با سد سازی از اوایل قرن ۲۰ در دنیا شروع شد و هنوز ادامه داره جنبشی که سد سازی رو بخاطر هزینه های بالای نگهداری و سازمانی که برای هر سد مورد نیاز است و تعداد پرسنل بسیار زیادی که داره و . . . نه تنها به نفع وضعیت اقتصادی دولتها نمی دونه بلکه مضر هم میدونه تازه جدا از همه این مسائل من تاثیر مخرب زیست محیطی اون رو مطرح نکردم چون اگه بخوام بگم ۳ روز باید تایپ کنم.به هر حال نه می خوام نظرم رو به کسی تحمیل کنم و نه از چیزی دفاع کور کورانه بکنم می خوام بگم که سنجیدن پیشرفت اقتصادی یه مملکت با تعداد سدهایی که ساخته شده اصلا کار جالبی نیست در پی آن منحرف کردن افکار عمومی هم همین طور.
نکته دیگه اینکه چرا باید بعد از کار عمرانی که انجام میشه برنامه ریزی کنیم؟چرا یه خیابون با فلان اندازه آسفالت میشه و بعد از دو ماه بالاخره بخاطر یه مسئله دیگه تخریب و همینطور پروسه تا ابد ادامه پیدا میکنه و منو شما از کمترین حق مدنی خودمون بهره مند نمیشیم؟چرا فلان برج توی اصفهان ساخته میشه و یکی از مفاخر تاریخی رو که من و شما به اون میبالیم میبره زیر رادیکال؟اینها همه بخاطر عدم برنامه ریزی است اما
این همه فک زدم که به اینجا برسم قضیه سد سیوند رو چطور تفسیر میکنید آیا به نظر شما اینم از گفته های قبلی من تبعیت میکنه؟ آیا ممکنه کسی یا شرکتی بیاد برآورد مخزن یه سد رو انجام بده و ندونه که کجاها در مخزن سد قرار میگیره و امکان آب گرفتگیش هست البته اینم جواب داره که یا طرف دانشگاه آزادی بیسواد بوده یا یه اجنبی وطن فروش و بی خیال دنیا
چرا دنیا داره روی راکتورهای هسته ای نسل ۴ کار میکنه و ما هنوز دنبال سد سازی هستیم اونم به هر قیمت حتی به قیمت از دست دادن کوروش؟
عزیز فک زدن بعضی مواقع خوبه چون به مثابه یه تلنگر میمونه و آدم رو از دو دو تا کردنهای روتین خارج میکنه.
به اینجا که می خواستم رسیدم اینکه اگه امروز بی خیال منطقه تاریخی پاسارگاد بشیم که خاکش بوی غیرت و غرور و افتخار و عزت ایرانی رو میده فردا بی خیال خیلی چیزای دیگه میشیم.
البته با کمک دولت مخزن سد و ارتفاع اون رو کاهش دادن ولی باز هم خطر آبگرفتگی پاسارگاد هست.کوروش ببین فرزندان تو چگونه خیال نابودی و تخریب یگانه یادمانت را در سر می پرورانند بحق که کم از جنایت ماساژت ها نیست.
فرمان دادم بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا اجزاء بدنم ذرات خاک ایران را تشکیل دهد (کوروش کبیر)
+ نوشته شده در دوشنبه 4 دی1385ساعت
11 PM  توسط ariaboy
|
مرا با پيانو تنها بگذاريد
كه سالهاست پيانو در من تنها بود
مرا با نقره هايم تنها بگذاريد
كه آنها بودند همراز دقايق سر رفتن من
مرا با پستال هايم بچسبانيد
كه در نبض اضطرابهايم آرامشي ساكن بودند
مرا با قلبم تنها بگذاريد
كه تنها نجواي بي فروغم
اميد به خونهايش مرا به تپش مينداخت
مرا با صادق تنها بگذاريد
كه سالهاست در ارتفاع شبهايم "بوف كور" درياي آن پرتگاههاي شبانه بود
مرا با فروغ تنها بگذاريد
كه سالهاست 32 سال عمرش را با من بود
مرا با نت هايم تنها بگذاريد
كه هيچ كس نخواهد خواند از فا به د و
مرا با خاك سربي باغچه خانه تنها بگذاريد
كه سالهاست آنجا نشان خانه خاك من بود
و زمان ديدار از خاك
صداي هيچ اعرابيه عجم زاده نمي خواهم
فقط مرا با پيانو تنها بگذاريد
به یاد دوست عزیزم و صاحب این متن نیما
+ نوشته شده در شنبه 25 آذر1385ساعت
11 PM  توسط ariaboy
|
با اینکه تا حالا علاقه ای به عنوان کردن مطالب و محتویات ذهنیم در یه مکان مجازی مثل اینجا نداشتم ولی به این نتیجه رسیدم که در جایی که بهونه برای دپرس شدن و افسردگی کم نیست خوبه آدم یه جایی خودشو بیرون بریزه تا ....امیدوارم مطالبی که مینویسم ارزش خوندن داشته باشه.
+ نوشته شده در جمعه 24 آذر1385ساعت
2 PM  توسط ariaboy
|